أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

8

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اندك‌اند به قدر و منزلت بزرگ‌اند خداى تعالى با ايشان حجّتهاى خود نگاهدارد تا آن را ايشان در دل اشباه خود بنهند علم ايشان را بر حقايق ايمان واقف گردانيده باشد ايشان را راحت يقين خوش آمده باشد مستأنس باشند به آنچه جاهلان از آن مستوحش باشند و آنچه مترفان و متنعّمان را درشت آيد ايشان را نرم بود ، صحبت ايشان با دنيا به تنهائى بود كه جانهاى اين تنها معلّق بود بمحلّ اعلى ، ايشان خلفاى خدا باشند در زمين و حجج او بر بندگانش ، آنگه گفت : آه شوقا الى رؤيتهم اى ياسه « 1 » بديدار ايشان . آنكس كه اين داند بنزد تو راسخ نباشد و آنكس كه اين نتواند شنيدن و فهم نتواند كردن بنزديك تو هم راسخ باشد و هم ناسخ ، راسخ علم آن باشد كه بتأويل متشابه عالم بود نه آنكه محكم برو مشتبه بود آنكس كه بر تأويل شمشير زند به آن راست بود كه محكم بتيغ در گلوى او بايد كردن « 2 » ؛ منكم من يقاتل على تأويل القرآن كما قاتلت على تنزيله ، گفت كه : از شما مردى باشد كه بر تأويل قرآن كارزار كند همچنان كه من بر تنزيلش كردم هر كسى گفت كه : من هستم يا رسول اللّه ؟ - گفت : نه و لكنّه خاصف النعل ، آنست كه نعل پاى من مىپيرايد « 3 » نگاه كردند امير المؤمنين على عليه السّلام از حجره بيرون مىآمد نعل پاى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدست گرفته بود و نيكو كرده پس راسخ او بود و فرزندان او تا يازدهم [ وَ ما يَذَّكَّرُ ] و انديشه نكنند الّا خداوندان عقل كه ايشان در آيات تدبّر و تفكّر كنند . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 8 تا 9 ] رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ( 8 ) رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ ( 9 ) آنها كه راسخانند در علم ميگويند كه : اى بار خداى بمگردان دلهاى ما را يعنى

--> ( 1 ) - در برهان ضمن معنى [ ياسه ] بر وزن كاسه گفته : « بمعنى خواهش و آرزو هم آمده است و به عربى تمنى گويند » . ( 2 ) - در بعضى نسخ در اينجا اين بيت نيز هست : « على را مرد عاقل كى كند با ديگران نسبت * مگر آن بىبصارت كو نداند گوهر از حصبا » ( 3 ) - از جملهء معانى پيراستن ساختن و پرداختن و اصلاح كردن است كه در اينجا مراد است و در بعضى نسخ : « پينه مىزند » .